دانشگاه گندی - هتل سنتی سرابی شوشتر
Select Page

  دانشگاه گندی‌شاپور  

 

دانشگاه گندی‌شاپور که اعراب آن را جُندی‌شاپور می‌خواندند، یکی از آثار به جای مانده از سلسله ساسانیان است و بیش از ۱۷ سده قدمت، از باستانی ترین دانشگاه های خاورمیانه محسوب میشود.
گندی‌شاپور شهری است کهن در شمال استان خوزستان و در ۱۷ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان دزفول که امروزه ویرانه‌های آن باقی است و به سبب بیمارستان و دانشگاهی که در آن بوده شهرت بسیار داشته‌است. در دانشگاه گندی‌شاپور، برخی کتاب‌ها از زبان‌های هندی، سریانی، و یونانی به پهلوی ترجمه شد که از آن جمله می‌توان به خدای‌نامه، کَلیله و دِمنه، هزار افسانه، سندبادنامه،ویس و رامین، آیین‌نامه، و تاج‌نامه اشاره کرد.

ریشه‌شناسی نام گندی‌شاپور:

به نوشته ریچارد فرای، کلمه گندی‌شاپور، تحریف شده نام «وِه آنتیوخ شاپور» یعنی «بهتر از آنتیوخ را شاپور ساخته» است. بر اثر جنگ‌های شاپور یکم با روم، شاهنشاه ساسانی، اسیران رومی را در فارس و خوزستان اسکان می‌داد و با توانایی آنها، بند قیصر بر روی رود کارون ساخت و کاخ بیشاپور را موزائیک کرد. این رفتار شاپور یکم، سرآغاز ریشه دوانیدن مسیحیت در جنوب ایران گشت.

اما دنیل پاتس، استدلال می‌کند که گندی‌شاپور، پیشینه‌ای به درازای سلسله اشکانی دارد. بن‌مایه حرف‌های او، دو کتیبه یونانی‌ زبان در شوش است که نام یک آبراهه را، گندیوسوس (نام علمی: Gondeisos) نامیده است.

به نظر شاپور شهبازی، گندی‌شاپور، برگرفته از نام ایرانی «گوند-دژ» به معنی «قلعه نظامی» است که دنیل پاتس را به این فرضیه کشانده، که این‌طور فرض کرد که «گند دز»، نام مکانی است که بایستی از رودخانه آب دز وام گرفته شده باشد. بنابر استدلال او، زمانی که شاپور یکم، شهر را بازسازی کرد، «گُند دژ»، تبدیل به «گوند دژ» یا «گوند دزِ شاپور» تبدیل گشت، در حالی که تبعیدی‌های آنتیوخ (امروزه انطاکیه؛ شهری بنا شده بر روی رود عاصی بنا گشته) را در این شهر اسکان داد و شعار «[این شهر] بهتر از آنتیوخیای شاپور [است]»، را ترویج داد.

با کاوش باستان‌گرایانه ویرانه‌های گندی‌شاپور، هیچ نشانه‌ای مبنی بر حضور تمدن پیش-ساسانی یافت نشد و پرونده این تناقضات، بسته شد. به‌ گزارش طبری‌، سازنده‌ گندی‌شاپور، شاپور یکم ساسانی‌ است‌. آورده‌اند که‌ این‌ شهر در ۲۶۰ میلادی‌، به دنبال پیروزی‌ شاپور یکم بر والریانوس‌، امپراتور روم‌ (حک:۲۵۳ـ۲۶۰ میلادی‌)، به‌ دست‌ اسیران‌ رومی‌ ساخته‌ شد و ایرانیان، اسیران‌ را در این‌ محل‌ سکنا دادند.

نام‌ شهر ابتدا وِه‌اَندیو شاپور/ وِه‌اَنتیوک‌ شاپور «به‌ از انطاکیه‌ شاپور» (یعنی شهری‌ که‌ شاپور آن‌ را بهتر از انطاکیه‌ بنا کرد)، بود و بعداً گندی شاپور و جندی شاپور نامیده‌ شد. نام‌ آن‌ به‌ صورت‌ نیلاب‌ و نیلاط‌ نیز ضبط‌ شده‌ و چون‌ مباشر شاپور برای‌ احداث‌ این‌ شهر شخصی‌ به‌ نام‌ بیل‌ بوده‌ است‌، آن‌ را بیل‌ و بیل‌آباد نیز نامیده‌اند.

قفطی، بر اساس افسانه‌ای، نام این شهر را مرکب از دو نام «جُندا» و «شاپور» دانسته و نوشته است که شاپور اول ساسانی، پس از صلح با امپراتور روم (آورلیانوس، حکومت: ۲۷۰ ـ ۲۷۵ میلادی‌)، با دخترش ازدواج کرد و دستور به ساخت شهری همچون کنستانتیونوپول را برای همسرش داد. مکان این شهر، در یکی از آبادی‌های خوزستان، متعلق به شخصی به نام جُندا، احداث شد. اهالی، بنای این شهر را به «جندا و شاپور» نسبت دادند. همراه دختر آورلیانوس، تعدادی از پزشکان متبحر و پیشه‌وران و صاحبان حرفه‌ای دیگر از کنستانتیوپول به جندی‌شاور رفتند و به تربیت شاگرد مشغول گشتند.

کاوش‌گری و باستان‌شناسی:

به روایت اکثر منابع تاریخ پزشکی دوره اسلامی، این مرکز علمی در انتقال دانش پزشکی یونانی، ایرانی و هندی به عالم اسلام سهم فراوانی داشته‌ است. نخستین بیمارستانهای دوره اسلامی طبق الگوی بیمارستان جندی شاپور بنا شد. با این همه، اطلاعات تاریخی ما چندان نیست که بتوان تصویری دقیق از اوضاع علمی و فرهنگی این شهر عرضه کرد. آنچه در منابع دوره اسلامی در باره پیشینه علمی این شهر آمده‌است، گاه به افسانه می‌ماند. پژوهشهای جدید نیز، بعضاً، حاوی ادعاهایی ناسنجیده و غیرمستند است و تشخیص درستی این اطلاعات بسیار دشوار می‌نماید.

ابن ندیم آورده است که اردشیر بابکان، بقایای تمام کتاب‌های پراکنده باستانی ایرانیان را، از هند و چین جمع‌آوری کرد و به خزانه افزود. پسر او شاپور اول راه پدر را ادامه داد و و تمام کتابهایی که از زبانهای دیگر به پارسی ترجمه شده بود را گرد آورد. او همچنین اوستا را به صورت یک کتاب گردآوری کرد. بنابر این پس از آنکه اسکندر اوستا را سوزاند آن را احیا کرد. کتابخانه دیگری که در این زمان ساخته شد کتابخانه خسرو اول در جندی شاپور برای دانشگاه آن بود. علاقه خاص او به جمع‌آوری کتابها از دورترین نقاط جهان مشهور است. جندی شاپور بهترین مرکز تحقیقاتی در دوران ساسانی بود. بسیای از دانشمندان از ملیتهای مختلف مخصوصا نسطوری‌ ها در آنجا گرد آمده بودند و بسیاری از کتابها به دستور خسرو اول به فارسی ترجمه شده بود. علاوه بر این دو کتابخانه، کتابخانه‌های بزرگ و معتبر دیگری هم وجود داشت. همه آتشکده‌ها و پرستشگاهها مانند همه بیمارستانها و مراکز تحقیقاتی و آموزشی گنجینه کتابهای خودشان را داشتند.

معماری و جغرافیای شهری:

ابن حوقل (قرن چهارم هجری)، فاصله این شهر را تا «اندامِش» (نام قدیم دزفول)، دو فرسنگ آورده و ابولفدا (قرن هشتم هجری)، فاصله گندی‌شاپور را تا شوش، شش فرسنگ و تا شوشتر هشت فرسنگ گزارش کرده‌است.

میراث:

دانشگاهی با همین نام (گندی‌شاپور) نیز در اهواز در سال ۱۳۳۴ خورشیدی گشایش یافت. پس از چندی این نام به جندی‌شاپور تغییر کرد. دانشگاه در نزدیکی رودخانهٔ کارون در زمینی هموار و نزدیک باغ گیاهان گرمسیری بنا گردید. در دوران جنگ ایران و عراق، مصطفی چمران بخشهایی از این دانشگاه را پایگاه فرماندهی خود قرار داده بود که پس از شهادت، به پاس فداکاری‌ها و جانفشانی‌های ایشان، دانشگاه جندی شاپور به دانشگاه شهید چمران اهواز تغییر نام یافت.دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول و دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز به افتخار این دانشگاه باستانی نام جندی شاپور را برخود نهاده‌اند که دانشگاه دولتی دزفول به افتخار وجود جندی شاپور در منطقه دزفول با نام دانشگاه جندی شاپور کماکان با همین نام به فعالیت خود ادامه می دهد .

نخستین مرکز بیماری‌های دریایی جهان

در دانشگاه جندی شاپور، دوره ساسانیان، بخشی به گردآوری اطلاعات در باره بیماری‌های دریانوردان و راه‌های درمان آنها اختصاص داشته‌است. در سفرهای دریایی اکتشافی که در زمان هخامنشیان انجام می‌شد، همواره پزشکانی با کاروان‌های دریایی همراه بودند که وظیفه مراقبت‌های بهداشتی دریانوردان را بر عهده داشته‌اند. در کتاب دینکرد آمده‌است که «در دوران ساسانی در بندر سیراف و بندر هرمز نوعی دانشکده افسری به نام ناوارتشتارستان به آموزش و پرورش افسران نیروی دریایی ایران می‌پرداخت».